لالایی 6
لالالالایی
قصهای زیبا
برات میخونم تا کنی لالا
قصه چوپان
چوپان تنها
دنبال گله
تو دشت و صحرا
زیر نور ماه
پاره تنم
میخونه چوپان
با فرشتهها
صدای نی
چوپان کوچک
با صدای باران
میپیچه هر جا
لالا لا لایی تو کوهستان
یک درخت سیب
روییده خندان
کنار درخت
خونهای سنگی
با در رنگی
خونه چوپان
عطر خوش سیب
پیچیده هر جا
توی دشت و کوه
اینجا و آنجا
مثل برگ و باد
یه اسب کبود
با شیهه میاد
ازون دور دورا
میتازه هر جا
اسب بیهمتا
روی بال باد
در دل شبها
لالا کن در دل لالا
بر پشت این اسب میری تا فردا
