مسافرانی که پروازشان از ۹ اسفند بهدلیل جنگ تحمیلی باطل شده و هنوز موفق به استرداد مبلغ بلیت خود نشدهاند، لطفاً نام، مسیر و تاریخ پرواز خود را به شماره ۰۹۰۳۵۹۶۲۱۸۴ پیامک کنند.
نگویید: خیلی، یا نه اصلا!
بگویید: منم بعضی وقتها نگران میشم ولی این رو مطمئنم که ما پیش هم هستیم و سعی میکنیم مراقب هم باشیم.
نگویید: نترس، چیزی نمیشه، یا خونهمون خراب میشه!
بگویید: آدمهای زیادی هستن که کارشون اینه که مراقب شهر باشن. ما هم همیشه سعی میکنیم در جای امن باشیم.
نگویید: فعلا باید فراموشش کنی، یا فکر نکنم حالا حالاها باز بشه.
بگویید: میدونم دلت برای مدرسه و دوستهات تنگ شده. وقتی شرایط امنتر بشه دوباره همدیگه رو میبینید
نگویید: وقتی دشمن شکست بخوره ،یا نمیدونم! شاید خیلی طول بکشه.
بگویید: الان هیچکس دقیق نمیدونه جنگ کی تموم میشه اما آدمهای زیادی دارن تلاش میکنن که زودتر تموم بشه و دوباره همه چیز آروم بشه.
نگویید: به خاطر جنگه، کاریش نمیشه کرد، یا معلوم نیست. هر وقت جنگ تموم بشه.
بگویید: میدونم دلت میخواست الان بازی کنی یا کارتون ببینی. تا وقتی وصل بشه میتونیم با هم یه کار دیگه انجام بدیم.
نگویید: تو لازم نیست این چیزها رو بدونی! ، یا ترور یعنی یه نفر رو بکشن!
بگویید: بعضیها چون بلد نیستن مشکلاتشون رو با حرف زدن حل کنن، عمدا سعی میکنن به آدمهای مهم آسیب بزنن. به این میگن ترور.
نگویید: توضیحات سیاسی پیچیده، یا آنها دشمن ما هستند.
بگویید: اسرائیلیها آدمهایی هستند که در یک کشور دیگه زندگی میکنن، مثل این که ما در کشور خودمون زندگی میکنیم ولی بین دولت اونها و دولت ما، یه اختلافاتی هست.
نگویید: چون دشمن ما هستند، یا چون آدمهای بدی هستند.
بگویید: گاهی بین کشورها اختلاف پیش میاد و بزرگترها باید تلاش کنن که اون رو حل کنن. خیلی از آدمها هم سعی میکنن که دوباره صلح و آرامش برقرار بشه.
نگویید: مثل خوابیدنه! یا تو هنوز بچهای، به این چیزا فکر نکن.
بگویید: مردن یعنی وقتی بدن یک آدم یا یک موجود زنده، دیگه کار نمیکنه؛ مثلا نفس نمیکشه.
نگویید: من نمیمیرم! نترس.
بگویید: من همیشه پیشت هستم ولی اگه برای من اتفاقی بیفته، خیلیها هستن که مراقب تو باشن.
نگویید: چون جنگه! یا این به تو ربطی نداره.
بگویید: پنجرهها رو چسب زدیم تا اگر صدای بلندی اومد، شیشهها نشکنه و خونهمون امن بمونه.
نگویید: ترس نداره که. اصلا نترس، هیچی نمیشه. یا منم میترسم ولی چارهای نیست.
بگویید: میدونم که میترسی. احتمالا همه بچهها حسشون شبیه حس تو باشه ولی این رو بدون که من و بابا همیشه پیشت هستیم و نمیذاریم اتفاق بدی برات بیفته.
نگویید: چون اونا آدمهای بدی هستن، یا چون از ما متنفرن.
بگویید: اگه لازم باشه بریم سفر، براش برنامهریزی میکنیم. مطمئن باش که با هم از پسش برمیایم.
نگویید:نمیدونم یا ممکنه!
بگویید: اگه لازم باشه بریم سفر، براش برنامهریزی میکنیم. مطمئن باش که با هم از پسش برمیایم.
نگویید: شاید یا آره ممکنه! یا اصلا تو چیکار به این کارها داری؟ برو بازیتو بکن!
بگویید: نه لزوماً. برق ممکنه به دلایل مختلفی قطع بشه. ما برای این وقتها آمادهایم. مثلا شمع خریدیم تا تو تاریکی نمونیم.
نگویید: فقط شب ها/ فقط روزها!
بگویید: ما تو خونه، جامون امنه و بهمون آسیبی نمیرسه.
نگویید: آره خاموش کن یا نمیدونم!
بگویید: نه عزیزم، لازم نیست چراغها رو خاموش کنی. خونهمون امنه. خاموش و روشن کردن چراغها اهمیتی نداره. من و بابا مراقب تو هستیم.
نگویید: نمیدونم! یا توضیحات جزئی و سیاسی
بگویید: وقتی جنگ تموم بشه، دوباره همه چی عادی میشه و برمیگردیم به زندگی معمولی.
نگویید: مگه میترسی؟
بگویید: البته که میتونی. کنار هم بودن بهمون آرامش میده.
نگویید: تو به این چیزا کاری نداشته باش! یا ذکر تمام جزئیات جنگی
بگویید: موشک بالستیک خیلی تکنولوژی بالایی داره. یه نوعی از موشکهاست و این قدر میره بالا که میتونه از جو زمین هم خارج بشه.